مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )
47
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )
مىگذاشتم و دراز مىكشيدم و باد ، گردوخاك را روى من پراكنده مىساخت ، با اين حال منتظر مىماندم تا صاحبخانه بيرون آيد و چون چشمش به من مىافتاد ، مىپرسيد : اى پسر عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ! چه چيز تو را به اينجا كشانده است ؟ چرا پيغام ندادى تا من نزد تو آيم ؟ در پاسخ مىگفتم : كه لازم بود كه من نزد تو بيايم و سپس حديثى را كه شنيده بودم از وى سؤال مىكردم . آن مرد انصارى هنوز زنده بود تا اينكه يك روز در حالى كه مردم در اطراف من گرد آمده بودند و از من سؤال مىكردند مرا ديدار كرد و به آنها گفت : اين جوان از من خردمندتر است ! « 1 » ابن عباس در بيشتر موارد بيان مىكرد كه عمدهء دانش اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله را نزد اين طايفه از انصار يافته است و چنانكه پيشتر ديديم او بر در خانهء آنان مىخوابيد و اگر مىخواست وارد خانه شود ، بهطور حتم به او اجازه ورود مىدادند ، ليكن هدف ابن عباس از اين كار جلب رضايت و ميل رغبت صاحبخانه بود ، « 2 » و اين نشانگر فروتنى او در كسب دانش بود . از ابن عباس روايت شده كه گفت : همواره مشتاق بودم در مورد دو نفر از همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كه خداوند متعال دربارهء آن دو فرموده است : إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما « 3 » ، « اگر از كار خودتان توبه كنيد به نفع شماست ، زيرا دلهايتان از حق منحرف گشته است » از عمر بپرسم . آنها چه كسانى بودند ؟ تا اينكه او آهنگ سفر حج كرد و من نيز همراهش به حج رفتم . ابن عباس پيوسته نسبت به عمر ابراز محبت و فروتنى مىكرد و به هنگام وضو آب روى دستهاى او مىريخت تا اينكه فهميد آن دو زن ، حفصه و عايشه بودهاند . « 4 »
--> ( 1 ) - ابن حجر عسقلانى ، الإصابة ، ج 2 ، ص 84 - 85 ؛ ابن عبد البر ، جامع بيان العلم و فضله ، ج 1 ، ص 86 . ( 2 ) - جامع بيان العلم و فضله ، ج 1 ، ص 96 . ( 3 ) - تحريم / 4 . ( 4 ) - مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 252 - 253 ؛ جامع بيان العلم و فضله ، ج 1 ، ص 111 - 112 ؛ تفسير قرطبى ، ج 1 ، ص 26 ، ابن عباس گويد : دو سال صبر كردم تا از عمر راجع به دو نفر از همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كه بر ضد او همدست شدند ، سؤال كنم .